قرارعاشقی باشهدا

مشخصات بلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام خدمت دوستای خوبم...این وبلاگ ، تحت عنوان "قرارعاشقی"؛
هرشب یه مهمون عزیزی از شهدا داریم که خودشونو براتون معرفی می کنن...در حقیقت هدفمون از قرارعاشقی یعنی اشنایی با شهدا .........
امیدواریم که بهترین استفاده رو ببرید.
در ضمن، کپی با ذکر صلوات می باشد.

یاعلی.

شهیدعلی عبدلی

چهارشنبه, ۹ دی ۱۳۹۴، ۰۴:۴۷ ب.ظ

🌹بسم رب الشهداء و الصدیقین🌹

💞قرار عاشقی٢١💞

سلام به همگی💐

دعوتنامه 💌 شما عزیزان به دستم رسید!!

خوشحالم که به یادمون هستید.

حالا من اینجام❣❣ در ثانیه های عاشقی ، پیش شما عشاق الله

بذارید خودم معرفی کنم👇👇

من علی عبدلی هستم🌹 تویه روز سرد پاییزی درتاریخ۴۶/٨/١۴ در روستای کردآباد(منطقه آذرشهر) به دنیا اومدم. ]

من تو یک خانواده روستایی و کشاورز بزرگ شدم و قدکشیدم😊

خانواده ای که باروحیه مذهبی بودنشون به من راه و رسم مسلمانی و بندگی خدا رو یاد دادند...

بذارید از زمان انقلاب براتون بگم🤔اون موقع هارو خوب به خاطر دارم.

زمانی رو که دراوج اختناق و خفقان با قیام روح الله خمینی روح ماهم به جوش و خروش دراومد...✊✊✊

همین روحیه انقلابی گری درمن باعث شد که درسن کودکی در پخش اعلامیه ها و حضور در تظاهرات پیش قدم باشم.

از١٣سالگی(بعدازپیروزی انقلاب) دنبال این بودم که به جبهه برم👣

و دوشادوش برادران رزمنده ، درجهاد فی سبیل الله شرکت کنم🌾🌾🍂🍃🍃🍂🍂

اما همیشه با مخالفت مسئولین بسیج مواجه میشدم...

🙄برای جلب رضایت مسئولین از هیچ کاری، حتی

دستکاری" شناسنامه " م دریغ نکردم😶

اما فایده ای نداشت که نداشت....😔

بالاخره دیپلمم رو گرفتم و به عنوان معلم روستا مشغول به کار شدم📚📝📐🖍

اما من، دست بردار نبودم...

بالاخره با اصرار زیااااد و پافشاری ، از طرف خود بسیج به جبهه اعزام شدم️👣

به عقیده من مرگ با عزت بهتر از زندگی با ذلت بود

مازنده برآنیم که آرام نگیریم

موجیم که آسودگی ما عدم ماست

حملات ارتش بعثی ها از خارج یک طرف، و آتش افروزی های منافقین در داخل از طرف دیگه، امانمون بریده بود.😡

این بود که با دلی پر خون از منافقین بااعزام به جبهه👣 درسال۶۴ در منطقه گیلانغرب و سرپل ذهاب و حاج عمران، مشغول فعالیت شدم.

 

❣❣❣❣❣❣❣❣❣

 

افتخار حضور در عملیات "والفجر۴" و عملیاتهایی که منجربه آزادسازی شهر استراتژیکی "فاو" شد، داشتم.

٨مرداد سال۶٧، پس از امضای قطعنامه۵٩٨📝 توسط ایران، آرامش نسبی بر کشور حاکم شد، اما باز شرارت های منافقین تمامی نداشت😡

همین باعث شد تا یک بار دیگه راهی منطقه کردستان بشم👣

٢۶ مرداد همون سال بود که در روستای "کردکاشان اشنویه" رأس ساعت ٨شب در عملیات مرصاد، وقتی که مشغول پاکسازی روستا بودیم، از ناحیه پا زخمی شدم و چون منافقین روستا رو محاصره کرده بودند حدود یک ساعت با همون وضعیت مقاومت کردیم.

اما درست ساعت٩شب راه بر ما بسته شد و من درهمون عملیات آسمونی شدم😍

 

روز ١٠محرم در 🌹گلزارشهدای آذرشهر🌹 منو به خاک سپردند.

  • سرباز گمنام

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی