شهید سید محمدرضا دستواره
بسم رب الشهدا و الصدیقین🌹
🕘قرار عاشقی💞
✨میخوام در گوشتون یه چیزی بگم؛خصوصیات مشترک همه ی ما شهدا 👈👈 انجام واجبات👉👉 و 👈👈ترک محرمات👉👉 بوده..
پس بسم الله... شماهام میتونین شهید بشین😍😇
عههههه..یادم رفت خودم معرفی کنم😉
سلاااااااام😍✋ سید محمدرضا هستم دستواره.
سال ۱۳۳۸ تو جنوب شهر تهران به دنیا اومدم☺️
هنوز به سن تکلیف نرسیده بودم که همسایه هابهم میگفتن روحانی خونواده😉 عاااخهههه همیشه به اعضای خونواده م میگفتم که تکالیف شرعی شونو انجام بدنو اخلاق اسلامی داشته باشن😌
با اوج گیری انقلاب علاوه بر این که خودم تو تظاهرات علیه رژیم ستمگرطاغوت😡 شرکت میکردم؛همکلاسیامو،دوستامو داداشامو هم تشویق میکردم که بیان😋
👤البته ناگفته نماند ؛چن باری به داداشمون گفتیم:داداشی،شاه توپ 💣🔫و تانک داره ،تظاهرات ما که فایده ای نداره😥 برنده ی اخر اونه😔
یه حرفی بهم زد که از گفته ی خودم پشیمون شدم😔 ..میدونین چی گفت؟؟🤔 گفت :💕ما خدارو داریم✊😃
البته یه چن باری هم تو این تظاهراتا(بگین..مرگ بر شاه✊ مرگ بر شاه✊ مرگ بر شاه👊)دستگیرم شدیماااا ؛اما بعدش ازاد شدیم😅
خلاااصهه انقلاب شدو مام راهی جبهه های نبرد حق علیه باطل شدیم..✊👊
👤تو جبهه به حاج رضا لنکروز🚖 داده بودن؛اما اون هیچ وقت ازش استفاده نکرد🙂.
میگفت ؛مگه من با این بچه بسیجی هایی که تو گرما😰 با این ماشین های بدون کولر 🚙رفت و امد میکنن،چه فرقی دارم اخههه...؟؟!🤔
تو عملیات کربلای یک بود که داداش حسینم شهید شد😔
برای اینکه تو مراسمش باشم،رفتم تهران.بعد سومش هم برگشتم..
👥بهش گفتیم: اقا رضا ،لااقل تا هفتم حسین میموندی بعد برمیگشتی😕
فقط گفت کنار قبر داداش حسینم یه قبر برام نگه دارین..😔
اینم منو رفقا یهویی😅😍
👤این داداشی ما خیلی شجاع بود؛✊😃
اعتماد به نفس بالایی داشت؛تو روحیه دادن به سربازا فوق العاده بود😍
همیشه هم شادو خنده رو بود...☺️
هروقت یه مشکلی پیش میومد،اقا سید ما رو راهی می کردن..😳 خب چرا تعجب می کنین؟ درسته از لحاظ جسمی لاغر بود،اما فوق العاده خستگی ناپذیر بود✊😄
تو سالایی که جبهه بودم ؛ برا خانومم ، خعلیی نامه💌 مینوشتم😍 اما هیچ وقت وصیت نمی کردم؛
اما...
دقیقا ۱۰ روز بعد از اسمونی شدن داداش حسین، یه شب جمعه...خعلییی دلم خواست نامه ✉️ بنویسم.. از اون نامه هایی که بوی وصیت میداد😔 اون موقع برا خانومم نوشتم اما حالا به شمام میگم...
ابجیای گلم🌹🌷
داداشیای خوبم😊
پشت ولی فقیه باشید...امام خامنه ای رو تنها نذارید.
قول بدیدااااا👆👆👆
, اینم عکس منو اقا محمدمهدی(پسرم) 😍،که وقتی هم شهید شدم، ۲سالش بود.
👤بعلهههه..۲ساعت🕔 بعد از نوشتن همون نامه 📩 تو ۱۳مرداد ۶۵ تو عملیات کربلای یک تو روز ازادسازی مریوان، داداش رضای مام💛 اسمونی شد.💛😍
🍂جهت تعجیل در فرج اقا و شادی روح شهدا،صلوات جمیل ختم کنید.🌹
🌸اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم🌺
علی یارتون✋
خلیلی😊
- ۹۴/۱۰/۰۵